روزنامه اتحاد ملت

دهه شصتی ها قهرمانان خاموش ایران / بقلم پویا وکیلی

 

 

سال‌هاست که بر پیشانی متولدین دهه شصت، یک برچسب سنگینی می‌کند؛ «نسل سوخته». نسلی که چشم به جهان گشود، اما جهان، آنگونه که شایسته‌اش بود، آغوش خود را به روی او نگشود. کودکی‌اش در سایه جنگ، نوجوانی‌اش در تنگنای کمبودها، جوانی‌اش در رقابت‌های نفس‌گیر و بزرگسالی‌اش در میان بحران‌های اقتصادی، اجتماعی و روانی سپری شد. نسلی که بارها مجبور شد از نو آغاز کند؛ بی‌آنکه فرصتی برای نفس کشیدن داشته باشد.

 

اما شاید بزرگ‌ترین خطا این باشد که دهه شصتی‌ها را تنها با زخم‌هایشان تعریف کنیم.

 

این نسل، بیش از آنکه سوخته باشد، آبدیده شده است. هر زخمی که بر پیکرش نشست، درسی برای ساختن فردایی بهتر شد. آنها امروز به جای آنکه اسیر گذشته بمانند، در حال بازتعریف هویت خود هستند. یاد گرفته‌اند که رنج را انکار نکنند، اما اسیر آن نیز نشوند. پذیرفته‌اند که گذشته قابل تغییر نیست، اما آینده هنوز در اختیار آنهاست.

 

نسل دهه شصت، شاید نخستین نسلی باشد که هم سنت را زیسته و هم مدرنیته را تجربه کرده است؛ هم روزگار بدون اینترنت را به خاطر دارد و هم عصر هوش مصنوعی را زندگی می‌کند. همین تجربه زیسته، به او نگاهی عمیق‌تر به انسان، جامعه و زندگی بخشیده است.

 

اگر جوزف کمبل از «سفر قهرمان» سخن می‌گوید، دهه شصتی‌ها مصداقی واقعی از این روایت هستند. قهرمان، کسی نیست که هرگز شکست نخورد؛ قهرمان کسی است که از دل شکست‌ها، معنایی تازه برای زندگی بیابد. سفر قهرمان با آسایش آغاز نمی‌شود؛ با بحران آغاز می‌شود. با تردید، فقدان، شکست و تنهایی. اما مقصد آن، بلوغ و بازگشت برای ساختن جهانی بهتر است.

 

امروز بسیاری از دهه شصتی‌ها، پدران و مادرانی هستند که نمی‌خواهند فرزندانشان همان رنج‌هایی را تجربه کنند که خود تجربه کردند. آنها می‌کوشند به جای انتقال اضطراب، امنیت را منتقل کنند؛ به جای تکرار خشونت، گفت‌وگو را بیاموزند؛ به جای سرکوب احساسات، از سلامت روان سخن بگویند؛ و به جای تربیت انسان‌های مطیع، انسان‌هایی مسئول، خلاق و مستقل پرورش دهند.

 

این شاید بزرگ‌ترین پیروزی یک نسل باشد؛ اینکه دردهایش را به میراث تبدیل نکند.

 

جامعه‌ای که چنین نسلی را تنها «سوخته» می‌نامد، بخش مهمی از حقیقت را نادیده گرفته است. حقیقت این است که بسیاری از تغییرات فرهنگی، اجتماعی و حتی تربیتی امروز، بر شانه‌های همین نسل شکل گرفته است. نسلی که هنوز با تروماهایش زندگی می‌کند، اما اجازه نداده همان تروماها آینده را نیز قربانی کنند.

 

دهه شصت، شاید نسل زخم‌خورده ایران باشد؛ اما می‌تواند نسل قهرمان‌ساز ایران نیز باشد. نسلی که قهرمان بودن را نه در شکست‌ناپذیری، بلکه در ادامه دادن، برخاستن و ساختن معنا می‌بیند.

 

شاید زمان آن رسیده باشد که این نسل را نه با آنچه از دست داد، بلکه با آنچه با وجود همه سختی‌ها آفرید، بشناسیم. زیرا تاریخ، سرانجام نسل‌ها را با میزان رنجشان قضاوت نمی‌کند؛ با میراثی که برای آینده بر جای می‌گذارند، به یاد می‌سپارد.

به اشتراک بگذارید

بر چسب ها

 نظر خود را ارسال کنید

 * 
 * 
 * 
تصویر امنیتی :  *  captcha