
دهههفتادیها را شاید نتوان با یک واژه تعریف کرد؛ نه «نسل سوخته» برایشان دقیق است و نه «نسل خوششانس». آنها نسلی هستند که در میانه چند تغییر بزرگ به دنیا آمدند؛ نسلی که با سازندگی و بازسازی متولد شدند، کودکی و ونوجوانیاش با جرقههای تازهای از آزادیهای مدنی و امید به تغییر همراه شد […]

سالهاست که بر پیشانی متولدین دهه شصت، یک برچسب سنگینی میکند؛ «نسل سوخته». نسلی که چشم به جهان گشود، اما جهان، آنگونه که شایستهاش بود، آغوش خود را به روی او نگشود. کودکیاش در سایه جنگ، نوجوانیاش در تنگنای کمبودها، جوانیاش در رقابتهای نفسگیر و بزرگسالیاش در میان بحرانهای اقتصادی، اجتماعی و روانی […]