تاریخ به ما آموخته است که ملتها در روزهای خطر، بیش از هر چیز به همبستگی نیاز دارند. هنگامی که دشمن در بیرون مرزها مترصد ضربه زدن است، انتظار طبیعی آن است که در داخل، همه ظرفیتهای ملی برای عبور از بحران به میدان آورده شوند؛ اما گاه واقعیت، تصویری متفاوت را پیش روی ما قرار میدهد.
این روزها، در حالی که تهدیدهای خارجی همچنان پابرجاست، در داخل نیز پدیدهای نگرانکننده در حال گسترش است؛ پدیدهای که نه با گلوله، بلکه با برچسبزنی، حذف، تخریب و انحصارطلبی عمل میکند. گویی برخی، به جای رقابت در عرصه اندیشه و خدمت، سودای حذف کامل رقیب را در سر دارند؛ نه فقط از مسئولیت، بلکه حتی از صحنه اجتماعی و تاریخی کشور.
خسارت این نگاه، تنها متوجه افراد نیست؛ بلکه سرمایههای ملی را هدف قرار میدهد. سرمایههایی که طی سالها تجربه، دانش و اعتبار اندوختهاند؛ از ورزش و فرهنگ گرفته تا اقتصاد، دانشگاه، سیاست و مدیریت. هرگاه نخبهای صرفاً به دلیل تفاوت دیدگاه یا سلیقه سیاسی کنار گذاشته شود، در حقیقت بخشی از توان ملی از چرخه تصمیمسازی حذف شده است.
کشوری که با چالشهای پیچیده اقتصادی، امنیتی، فرهنگی و بینالمللی روبهروست، بیش از هر زمان دیگری به شنیدن صداهای متنوع و کارشناسی نیاز دارد. هیچ جریان فکری، هرچقدر هم توانمند، نمیتواند به تنهایی پاسخگوی همه مسائل کشور باشد. خرد جمعی زمانی شکل میگیرد که امکان شنیدن دیدگاههای مختلف فراهم باشد؛ نه آنکه تنها یک روایت، یک تحلیل و یک گروه، فرصت سخن گفتن داشته باشند.
در این میان، مسئولیت رسانهای که نام «ملی» را بر خود دارد، دوچندان است. رسانه ملی، اگر قرار است حقیقتاً ملی باشد، باید آیینه تمامنمای جامعه باشد؛ آیینهای که در آن همه ظرفیتهای کشور، در چارچوب قانون و منافع ملی، مجال دیده شدن و شنیده شدن پیدا کنند. رسانهای که تنها بازتابدهنده صدای گروهی محدود باشد، ناخواسته بخش بزرگی از سرمایه انسانی کشور را به حاشیه میراند و مخاطبان خود را نیز از شنیدن دیدگاههای گوناگون محروم میکند.
وحدت، با تکرار یک شعار شکل نمیگیرد. وحدت، نتیجه اعتماد است و اعتماد زمانی به وجود میآید که مردم احساس کنند همه دلسوزان این سرزمین، فارغ از گرایشهای سیاسی، فرصت مشارکت و بیان دیدگاه دارند. انحصار، حتی اگر با نیت خیر آغاز شود، در نهایت به کاهش سرمایه اجتماعی میانجامد؛ سرمایهای که در روزهای سخت، ارزش آن از هر دارایی دیگری بیشتر است.
ایران امروز، بیش از آنکه به حذف نیاز داشته باشد، به جذب نیاز دارد؛ بیش از آنکه به برچسب زدن احتیاج داشته باشد، به گفتوگو نیازمند است؛ و بیش از آنکه به تریبونهای یکصدا دل ببندد، به میدان دادن به همه صاحبان اندیشه و تجربه احتیاج دارد.
دشمن بیرونی، زمانی موفقتر خواهد بود که ما خود، سرمایههای انسانیمان را از میدان خارج کنیم. هیچ کشوری با حذف نخبگان، محدود کردن اندیشهها و کوچک کردن دایره مشارکت، به قدرت پایدار نرسیده است.
شاید زمان آن رسیده باشد که از خود بپرسیم: رسانهای که «ملی» نامیده میشود، آیا توانسته در عمل، مفهوم ملی بودن را به نمایش بگذارد؟ آیا همه صاحبان اندیشه، تخصص و تجربه، احساس میکنند این تریبون از آنِ آنها نیز هست؟
اگر پاسخ این پرسشها مثبت نباشد، راه اصلاح از همین جا آغاز میشود؛ از باز کردن پنجرههای گفتوگو، شنیدن صداهای متنوع و باور به این حقیقت که ایران، متعلق به همه ایرانیان است و عبور از روزهای دشوارتنها با حضور همه ظرفیتهای این سرزمین ممکن خواهد بود.

نظر خود را ارسال کنید