در روزگاری که جامعه با دشواریهای گوناگون اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی دستبهگریبان است، بزرگترین سرمایهی ملی ما نه منابع زیرزمینی است و نه قدرتهای بیرونی، بلکه انسجام و همدلی مردم است. مردمی که با وجود تمام فشارها، همچنان در میدان ایستادهاند، امید را زنده نگه داشتهاند و چراغ مسئولیت اجتماعی را روشن نگه میدارند.
در چنین شرایطی، مسئولان باید بیش از هر زمان دیگری قدردان این سرمایهی مردمی باشند. این همبستگی، نتیجهی اعتماد، صبوری و آگاهی مردم است — نه حاصل تبلیغات و شعار. مردم، صادقترین شریک دولت در عبور از بحرانها هستند؛ اما این شراکت تنها زمانی دوام میآورد که اعتمادشان با عملگرایی، شفافیت و پرهیز از رانت و شعارزدگی پاسخ داده شود.
جامعه دیگر خسته از واژههای تکراری است. وعدههای بدون پشتوانه، شعارهای زیبا اما بیثمر، و تصمیمهایی که رنگ و بوی عدالت ندارند، بیش از هر چیز به همین انسجام ملی آسیب میزنند. امروز مسئولیت تاریخی مدیران کشور، آن است که به جای اتکا به نمایشهای تبلیغاتی، به صدای مردم گوش بسپارند، بر مدار انصاف و عدالت حرکت کنند و اعتماد ازدسترفته را بازسازی نمایند.
قدردانی از مردم تنها در سخن خلاصه نمیشود؛ باید در رفتار، سیاست و تصمیمهای اجرایی دیده شود. شفافیت در عملکرد، مبارزهی واقعی با رانت و فساد، و پرهیز از جناحگرایی میتواند نشانهی صادقانهی این قدردانی باشد.
ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که هرگاه احساس کند مسئولانش صادق و دلسوزند، با تمام توان پشت آنان میایستد. اکنون نیز زمان آن رسیده است که مسئولان، بهجای تکرار شعار وحدت، به آن عمل کنند — با رفتار منصفانه، تصمیمهای شفاف، و احترام به خرد جمعی.

نظر خود را ارسال کنید