رسانهی ملی، بهویژه تلویزیون، در هر جامعهای نقش مدرسهای عمومی را دارد؛ مدرسهای که کلاسهایش در همه خانهها برپاست و آموزگارانش در لباس مجری، بازیگر، کارشناس و حتی خبرخوان، پیامهایی آشکار و پنهان به مردم منتقل میکنند. اما اگر این آموزگاران، به جای ترویج ادب، احترام و انصاف، بداخلاقی را در رفتار و گفتار خود نهادینه کنند، جامعه ناگزیر بهای سنگینی خواهد پرداخت.
بداخلاقی رسانهای تنها در فریاد زدن یا تمسخر دیگران خلاصه نمیشود. تحقیر منتقد، دروغگویی، سیاهنمایی رقیب، پنهان کردن واقعیتها، ترویج تعصب کور و حتی شوخیهای توهینآمیز، همگی جلوههایی از انحطاط اخلاقی در رسانهاند. این رفتارها، اگر در قاب تلویزیون تکرار شوند، کمکم از یک رفتار فردی به «هنجار جمعی» بدل میشوند؛ مردم میآموزند که توهین، تمسخر و دروغ، ابزار مشروعی برای پیروزی در گفتگو یا رقابت است.
در چنین فضایی، اعتماد عمومی فرو میریزد. خانوادهها دیگر تلویزیون را مأمن تربیت نمیدانند، نسل جوان نسبت به ارزشها بیتفاوت میشود و گفتمان غالب جامعه به سمت خشونت کلامی و قضاوتهای سطحی میلغزد. بداخلاقی رسانهای، نهتنها وجدان عمومی را آلوده میکند، بلکه راه گفتوگوی سالم و اصلاح اجتماعی را هم میبندد.
رسالت رسانه ملی، نه فقط اطلاعرسانی و سرگرمی، بلکه پاسداری از کرامت انسانی است.

نظر خود را ارسال کنید