چرا بسیاری از چالشهای ما، چه در زندگی شخصی و چه در سطح جامعه، بارها تکرار میشوند؟
شاید پاسخ را باید در یک اشتباه قدیمی جستوجو کرد: ما معمولاً به جای تغییر علت، با معلول میجنگیم.
وقتی نتیجهای را نمیپسندیم، تلاش میکنیم همان نتیجه را تغییر دهیم؛ بدون آنکه بپرسیم چه چیزی آن را به وجود آورده است.
در حالی که معلول، چیزی جز نتیجه علت نیست.
آنچه در بیرون میبینیم، اغلب پیش از آن در ذهن شکل گرفته؛ در باورها، نگرشها، تصمیمها و الگوهای رفتاری ما. بنابراین اگر فقط نتیجه را با فشار و اجبار تغییر دهیم، اما ذهن و منطقی که آن نتیجه را ساخته دستنخورده باقی بماند، دیر یا زود همان مسئله، با شکلی تازه بازمیگردد.
میتوان رفتار را برای مدتی کنترل کرد، اما کنترل با تغییر فرق دارد.
کنترل، مانع ظهور معلول میشود؛ تغییر، علت را دگرگون میکند.
شاید به همین دلیل است که بعضی مشکلات، در زندگی ما یا در جامعه، فقط شکل عوض میکنند و دوباره بازمیگردند.
راه عبور از یک چالش، همیشه این نیست که بپرسیم: «چطور این وضعیت را تغییر دهیم؟»
گاهی باید یک قدم عقبتر برویم و بپرسیم:
«چه چیزی این وضعیت را ایجاد کرده است؟»
اگر علت تغییر نکند، تغییر معلول اغلب موقتی است.
شاید وقت آن رسیده باشد به جای جنگیدن با شاخهها، کمی هم به ریشهها فکر کنیم.

نظر خود را ارسال کنید