روزنامه اتحاد ملت

اشتیاق؛ سوخت پنهان سازمان‌های موفق / بقلم پویا وکیلی

 

 

در سال‌هایی که رقابت سازمانی هر روز شدت بیشتری می‌گیرد، بسیاری از مدیران همچنان به دنبال فرمولی بیرونی برای افزایش بهره‌وری می‌گردند؛ در حالی‌که پاسخ، درونی‌تر از آن چیزی است که تصور می‌کنیم: اشتیاق.
کارمندی که مشتاق باشد، کارمندِ وظیفه‌محور نیست؛ او انرژی خلق می‌کند، ایده می‌سازد و کیفیت را از «حداقل لازم» به «حداکثر ممکن» می‌رساند. اما پرسش اصلی این است: چطور می‌توان چنین اشتیاقی را در محیط کار زنده نگه داشت؟

 

۱. اشتیاق از احترام شروع می‌شود، نه از پاداش

 

بسیاری از سازمان‌ها اشتباه را از همین‌جا آغاز می‌کنند؛ تصور می‌کنند افزایش حقوق یا مزایا، اصلی‌ترین منبع انگیزه است. در حالی‌که پژوهش‌های متعدد نشان می‌دهد احساس ارزشمندی، دیده شدن و احترام، بسیار تأثیرگذارتر است.
کارمند زمانی مشتاق می‌شود که بداند «حضورش اهمیت دارد» و تنها یک شماره پرسنلی نیست.

 

۲. اختیار دادن، اعتماد ساختن است

 

هیچ چیز اشتیاق را مانند کنترل میکروسکوپی نابود نمی‌کند.
کارمندانی که اجازه تصمیم‌گیری، خلاقیت و آزمون‌وخطا دارند، در کار خود احساس مالکیت می‌کنند. و مالکیت، موتور اشتیاق است. سازمان‌هایی که به نیروی انسانی خود اعتماد می‌کنند، در واقع «فضای رشد» می‌سازند؛ فضایی که اشتیاق در آن خودبه‌خود شکل می‌گیرد.

 

۳. معنا، قدرتمندتر از انگیزه‌های لحظه‌ای

 

ما انسان‌ها برای انجام کارهای بی‌معنا ساخته نشده‌ایم.
وقتی کارمند بفهمد کاری که انجام می‌دهد چگونه زندگی مشتری، جامعه یا حتی همکارانش را بهتر می‌کند، انرژی درونی‌اش فعال می‌شود. سازمان‌هایی که «چرا» و «چرایی» کار را روشن می‌کنند، دل کارمندان را روشن می‌کنند.

 

۴. رشد فردی، سوخت دائمی اشتیاق

 

هیچ کارمندی نمی‌خواهد در بن‌بست حرفه‌ای بماند.
آموزش، کوچینگ، فرصت تجربه‌های تازه و مسیر شغلی مشخص، انگیزه‌ای می‌سازد که با هیچ پاداش مالی قابل مقایسه نیست.
وقتی کارمند ببیند سازمان در رشد او سرمایه‌گذاری می‌کند، ناخودآگاه خودش نیز برای رشد سازمان انرژی می‌گذارد.

 

۵. فرهنگ سازمانی؛ جایی که اشتیاق نفس می‌کشد

 

هیچ برنامه انگیزشی بدون فرهنگ مناسب دوام نمی‌آورد.
فرهنگ سالم یعنی همکاری به‌جای رقابت بیمارگونه، گفت‌وگو به‌جای ترس، و شفافیت به‌جای ابهام.
سازمانی که فرهنگش بر پایه اعتماد، شفافیت و احترام بنا شده باشد، نیازی به دستورالعمل‌های پیچیده انگیزشی ندارد؛ کارمندان خودشون مشتاق می‌مانند.

 

۶. مدیران مشتاق، کارمندان مشتاق می‌سازند

 

اشتیاق از بالا به پایین حرکت می‌کند.
مدیری که خودش بی‌انرژی، بی‌تمایل و صرفاً اجرایی باشد، نمی‌تواند تیمی الهام‌بخش بسازد.
رهبران باید همان چیزی باشند که از تیم می‌خواهند: کنجکاو، پرانرژی و متعهد.
کارمند بیشتر از «آموزش»، از «الگو» یاد می‌گیرد.

 

اشتیاق در سازمان اتفاقی نیست؛ ساخته می‌شود.
با احترام، معنا، فرصت رشد، اعتماد و فرهنگی انسانی و روشن.
سازمانی که به نیروی انسانی خود نه به‌عنوان «عامل تولید»، بلکه به‌عنوان «انسان» نگاه کند، آینده‌اش را نه با رقابت فرساینده، بلکه با انرژی پایدار می‌سازد.

در نهایت، اشتیاق هدیه‌ای نیست که برای کارمند ارسال شود؛ محصولِ رابطه‌ای سالم میان انسان و محیط کار است.

به اشتراک بگذارید

بر چسب ها

 نظر خود را ارسال کنید

 * 
 * 
 * 
تصویر امنیتی :  *  captcha