روزنامه اتحاد ملت

مهندسی اذهان با «مکانیسم ماشه»؛ به قلم پویا وکیلی

 

 

 

در روزهایی که تحولات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور نیازمند آرامش، درک عمیق و تدبیر رسانه‌ای است، بار دیگر واژه‌ای امنیتی و دیپلماتیک همچون «مکانیسم ماشه» به صدر اخبار و گفت‌وگوهای محافل رسمی و غیررسمی بازگشته است. این‌بار نه صرفاً به عنوان یک اقدام حقوقی یا تهدید بالقوه از سوی غرب، بلکه به مثابه ابزار مهندسی ذهنی جامعه ایران.
مکانیسم ماشه، طبق تعاریف حقوق بین‌الملل، فرآیندی‌ست برای بازگرداندن تحریم‌ها در صورت نقض برجام توسط ایران. اما آنچه امروز با آن مواجهیم، نه صرفاً ترس از فعال شدن این ابزار، بلکه ترس از ترس آن است. به عبارت دقیق‌تر، عملیات روانی‌ای که حول این واژه شکل گرفته، خود تبدیل به تهدیدی بزرگ‌تر از اجرای واقعی آن شده است.

اقتصاد، گروگان ترس

بی‌تردید، اقتصاد ایران، سال‌هاست که درگیر فشارهای خارجی، سوء‌مدیریت داخلی و سیاست‌های غیرشفاف است. اما آنچه این بحران را عمیق‌تر می‌کند، سیطره گفتمان‌های ملتهب و ناامیدکننده‌ای‌ست که رسانه‌ها و حتی برخی مسئولان، حول موضوعاتی چون مکانیسم ماشه می‌سازند.
آن‌چنان که در دوره اجرای برجام نیز شاهد بودیم، بارها تنها با انتشار خبرهایی از احتمال بازگشت تحریم‌ها، بازار ارز و بورس و حتی سفره مردم دچار تلاطم جدی شدند؛ بی‌آنکه اقدامی واقعی رخ داده باشد. این یعنی ما بیش از آنکه قربانی واقعیت باشیم، قربانی ادراک‌سازی از واقعیت شده‌ایم.

وقتی یک واژه، پارادایم می‌شود

در روان‌شناسی سیاسی، مفهومی به‌نام “پارادایم‌سازی رسانه‌ای” وجود دارد؛ جایی که یک مفهوم یا واژه، چنان در ذهن‌ها کاشته می‌شود که همه چیز از منظر آن تحلیل می‌شود. امروز «مکانیسم ماشه» به چنین نقطه‌ای رسیده است.
وقتی همه اخبار، تحلیل‌ها، مواضع مسئولان و حتی گفت‌وگوهای مردم در تاکسی و فضای مجازی، حول یک واژه می‌چرخد، آن واژه دیگر فقط یک ابزار دیپلماتیک نیست؛ تبدیل به یک فیلتر ذهنی شده که از درون، امنیت روانی جامعه را متزلزل می‌کند.

باید نگران مکانیسم ماشه بود؟ بله. ولی نه بیشتر از مهندسی اذهانی که با آن در حال اجراست.

نباید از واقعیت تهدیدها غافل شد. مراوده‌ نداشتن با جهان، تحریم‌ها، و انزوا می‌تواند خسارات جبران‌ناپذیری به اقتصاد و آینده ایران وارد کند. اما خطر بزرگ‌تر، تبدیل واژه‌ها به سلاح‌های روانی علیه مردم خودمان است.
امروز دشمن بیرونی شاید هنوز ماشه را نچکاند، اما بسیاری در داخل، با برجسته‌سازی این تهدید، پیشاپیش تیر خلاص را به اعتماد عمومی، آرامش بازار و امید جامعه زده‌اند.

راه نجات چیست؟

•ارتقاء سواد رسانه‌ای جامعه برای درک تفاوت بین “واقعیت” و “ادراک از واقعیت”
•تمرکز بر اصلاح داخلی به جای فقط نگرانی از تهدید خارجی

در عصر جنگ روایت‌ها، کسی برنده است که ذهن‌ها را کنترل کند، نه فقط مرزها را.

مراقب ذهن‌ها باشیم. ماشه‌ی اصلی، آنجاست.

به اشتراک بگذارید

بر چسب ها

 نظر خود را ارسال کنید

 * 
 * 
 * 
تصویر امنیتی :  *  captcha